بگوی

تحلیل پایداری، ریسک و آیندهٔ بازارهای آنلاین طلا در ایران

تحلیل پایداری ریسک
۱ هفته پیش
بدون نظر

تحول بازار طلا در ایران طی سال‌های اخیر با ظهور و گسترش پلتفرم‌های آنلاین خرید و فروش طلا وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که در آن طلا نه تنها به‌عنوان یک دارایی سنتی، بلکه به‌عنوان یک ابزار مالی دیجیتال با قابلیت خرید خرد، معاملهٔ لحظه‌ای و امکان نقدشوندگی سریع بازتعریف شده است. این گذار محصول برهم‌کنش دو نیروی ساختاری است: نخست، رشد دسترسی دیجیتال که با ضریب نفوذ بیش از ۱۴۰ درصدی پهن‌باند سیار، بستر دسترسی ۲۴ساعته به خدمات مالی را برای طیف گسترده‌ای از کاربران مهیا کرده است؛ و دوم، محرک‌های اقتصاد کلان همچون نوسانات پرچرخش نرخ ارز و افزایش ذخایر طلای بانک مرکزی که طلا را در نقش یک «پناهگاه امن سرمایه‌ای» برای سرمایه‌گذاران خرد و نهادی برجسته‌تر کرده است.در چنین بستری، پلتفرم‌های آنلاین طلا توانسته‌اند خلأهای مهمی در بازار سنتی طلا را پوشش دهند؛ از جمله امکان خرید کسری از گرم برای اقشار کم‌سرمایه، تسهیل معاملات لحظه‌ای، و کاهش فاصلهٔ زمانی و مکانی بین عرضه و تقاضا.

چشم‌انداز دسترسی و زیرساخت‌های فنی

در تابستان ۱۴۰۴ ضریب نفوذ پهن‌باند سیار در ایران به حدود ۱۴۰.۷۳ درصد رسیده است و تعداد مشترکان پهن‌باند سیار بیش از ۱۲۱ میلیون نفر گزارش شده است — رقمی که نشان‌دهندهٔ پوشش گستردهٔ دسترسی موبایلی در سطح کشور است. اما برآیند کیفی نشان می‌دهد رشد نفوذ به‌معنای یکسان بودن کیفیت اتصال نیست؛ پهنای باند ثابت هنوز ضریب نفوذ پایین‌تری دارد و کیفیت دسترسی در مناطق مختلف (روستا، شهر کوچک، مراکز شهری بزرگ) نابرابر است. این پویایی یعنی در مجموع «شرایط فنی دسترسی» برای پذیرش پلتفرم‌های طلا فراهم شده اما «پایداری تجربهٔ تراکنشی» در سطح کشور متغیر است. این امر منجر به پیامدهایی برای پلتفرم‌های فعال در این حوزه می‌شود؛ دسترسی موبایلی بالا امکان جذب کاربران خرد و معاملات لحظه‌ای را فراهم می‌کند؛ اما ناپایداری اتصالات در زمان اوج تراکنش، موجب شکست سفارش‌ها، دوبار شارژ شدن کارت‌ها یا قطع فرایند تسویه می‌شود—خطاهایی که اعتماد کاربر را هدف می‌گیرند. 

افزایش نوسان نرخ ارز و عدم قطعیت اقتصادی باعث شده تقاضا برای دارایی‌های امن تقویت شود؛ هم‌زمان بانک مرکزی ایران در بازه‌های اخیر اقدام به افزایش ذخایر طلایی کرده است که خود سیگنالی  بنیادی برای بازار است. طبق گزارش روزنامه‌ی دنیای اقتصاد، کشور شاهد افزایش حدود ۳۷٪ در ذخایر طلای بانک مرکزی طی دورهٔ  زمانی نسبتاً اخیربوده است. همچنین طبق تخمین‌ها برآورد ذخایر به بیش از ۳۰۰ تن رسیده است.  این داده‌ها، همراه با روند جهانی انباشت طلا در ذخایر بانک‌های مرکزی، جذابیت طلا را به‌عنوان پوشش ریسک تقویت کرده است.

امکان خرید کسری از گرم باعث شده سرمایه‌گذاری «از پایین» برای اقشار با سرمایهٔ محدود ممکن شود؛ این پدیده می‌تواند شمول مالی را گسترش دهد مشروط بر اینکه مسیر بازخرید (liquidity path) قابل اعتماد باشد. در رخدادهای تنش‌زا، مانند «جنگ ۱۲ روزه»، مراجعهٔ کاربران برای اطلاع از قیمت و انجام معاملات به‌طرز چشمگیری افزایش یافته و الگوهای خرید/فروش تغییر کرده است: حجم معاملات و فروش افزایش یافته اما رفتار خرید خرد در برخی بازه‌ها کاهش یافته یا با تاخیر همراه بوده است. این الگو نشان می‌دهد در زمان‌های بحران، پتانسیل بازار برای جذب سرمایهٔ جدید بالا است اما تحقق نقدشوندگی و تسویهٔ وعده‌شده نیز همزمان آزموده می‌شود.

بر اساس مدل عملیاتی سامانه‌ی آنلاین طلا، پلتفرم‌ها معمولاً بر یکی یا ترکیبی از سه مدل زیر عمل می‌کنند:

  1. بازار مبتنی بر قیمت‌گذاری همزمان که پلتفرم خود قیمت‌گذار و تسهیل‌کنندهٔ خرید/فروش است؛
  2. سکو/مارکت‌پِلِیس که سفارش‌های خریدار و فروشنده را همتراز می‌کند؛
  3. مدل تسویه فیزیکی (تحویل قطعی طلای فیزیکی یا حواله به انبار) یا مدل تسویه مالی (تسویه به صورت ریالی یا کیف‌پول الکترونیک)

همهٔ مدل‌ها تا حد زیادی به شبکهٔ پرداخت الکترونیک وابسته‌اند. تجربهٔ سالهای اخیر نشان داده است که بستن یا محدودسازی درگاه‌ها (یا اختلال‌های فنی در PSPها) اثر فوری روی توان نقدشوندگی و حجم معاملات دارد. در موارد محدودسازی یا اختلال، برخی پلتفرم‌ها با کاهش شدید تراکنش، افزایش بار درخواست برای تحویل فیزیکی، و فشار بر ذخایر نقدی مواجه شده‌اند. اثرات کوتاه مدت این مساله را میتوان درقطع درگاه‌ها، خطاهای سِروِر، یا مشکلات شبکه که منجر به عدم انجام تراکنش یا خطا در تسویه می‌شوند،ریسک‌های نقدشوندگی، بخشنامه‌های ناگهانی یا محدودسازی‌ها در دسترسی به بازار و ضمانت‌های ناکافی برای تحویل فیزیکی یا وجود بازیگران غیرمجاز در زنجیرهٔ تامین دید.

 اما این موضوع اثرات کلان و طولانی مدت مهم‌تری از خود به جا میگذارد. اثراتی مانند افت اعتماد عمومی و کند شدن روند پذیرش دیجیتال، افزایش هزینهٔ تأمین سرمایه برای پلتفرم‌ها، ایجاد بازارهای سایه/غیررسمی که دولت و سیاست‌گذار را از نظارت خارج می‌کند و کاهش نقش این بازارها در عمق‌بخشی به اقتصاد دیجیتال.

روند رشد پلتفرم‌های آنلاین طلا نشان می‌دهد که این بازار در نقطهٔ تلاقی سه جریان کلیدی قرار دارد: گسترش زیرساخت‌های دیجیتال، تشدید نااطمینانی‌های اقتصاد کلان، و تحول رفتار سرمایه‌گذاران. این سه عامل در کنار هم شرایطی را ایجاد کرده‌اند که در آن طلا از یک دارایی سنتی به یک ابزار مالی دیجیتالِ در دسترس و قابل نقدشوندگی تبدیل شده است؛ ابزاری که می‌تواند نقش مهمی در افزایش شمول مالی و مدرن‌سازی بازارهای مالی ایران ایفا کند.

با این حال، پایداری این مسیر به‌طور مستقیم وابسته به دو پیش‌نیاز اساسی است: نخست، پایداری فنی شبکه پرداخت و اتصال دیجیتال که کوچکترین اختلال در آن می‌تواند اعتماد مصرف‌کننده را دچار آسیب بلندمدت کند؛ و دوم، چارچوب نظارتی شفاف و پیش‌بینی‌پذیر که مسیر فعالیت بازیگران رسمی را روشن کند و فضای فعالیت واسطه‌های غیرمجاز یا بازارهای غیررسمی را محدود سازد. در نبود این دو ستون، ریسک‌هایی چون کاهش اعتماد عمومی، رشد بازارهای سایه، و افت عمق اقتصاد دیجیتال، می‌توانند دستاوردهای چند سال گذشته را تهدید کنند.

در مقابل، اگر پلتفرم‌ها با معماری مقاوم، تنوع کانال‌های پرداخت، و شفافیت عملیاتی حرکت کنند و نهادهای ناظر نیز با سیاست‌های پایدار و استانداردهای روشن همراه شوند، بازار آنلاین طلا می‌تواند به یکی از زیرساخت‌های مالی پایدار، امن و کارآمد کشور تبدیل شود؛ زیرساختی که به‌ویژه برای میلیون‌ها سرمایه‌گذار خرد، مزیت‌هایی فراهم می‌کند که پیش از این در دسترس آنان نبود.

در مجموع، آیندهٔ این بازار نه تابع یک عامل، بلکه محصول هم‌راستایی ارادهٔ پلتفرم‌ها، نهادهای مالی، رگولاتور و کاربران است. اگر این هم‌راستایی محقق شود، «طلای دیجیتال» می‌تواند به یکی از پایه‌های اصلی اقتصاد دیجیتال ایران تبدیل گردد.

هم‌رسانی
برچسب‌ها:

Warning: foreach() argument must be of type array|object, bool given in /home/gooybr/public_html/wp-content/themes/GooyBr/single.php on line 77
خواندنی‌های بیشتری وجود دارد: