وقتی پیشبینی ممکن نیست، برنامهریزی هنوز ممکن است

وقتی همهچیز ناپایدار است—از بازار گرفته تا سیاست و امنیت—بزرگترین تهدید برای کسبوکارها «نداشتن دید» نیست، بلکه «نداشتن آمادگی» است.
مدیران حرفهای و شرکتهای چابک در شرایط پرابهام به سراغ ابزاری میروند به نام «سناریونگاری»
سناریونگاری در شرایط بعد از جنگ چه اهمیتی برای کسب و کارها دارد؟
سناریونگاری کمک میکند به جای اینکه فقط یک آینده را پیشبینی کنیم (که تقریباً همیشه اشتباه درمیآید) چند آینده محتمل را در نظر بگیریم و برای هرکدام برنامهای احتمالی یا پاسخ استراتژیک داشته باشیم.
برنامهریزی بر پایه سناریو یک ابزار استراتژیک است که به سازمانها کمک میکند تا با توسعه سناریوهای مختلف آینده قابل قبول برای «عدم اطمینان» آماده شوند. این مسیر از ساخت و پرورش روایتهای ممکن و محتمل در مورد چگونگی آینده ممکن میشود. شناسایی فرصتها و خطرات بالقوه و سپس تدوین استراتژی برای حرکت در این امکانها.
در فضای پرتنش امروز که کشور مورد تهاجم جنگی قرار گرفته است این ابزار نهتنها برای دولتمردان یا تحلیلگران، بلکه برای کسبوکارها، مشاوران و مدیران ایرانی هم اهمیت حیاتی دارد.
همیشه بعد از نوشتن سناریوها، مرور و بازخوانی مداوم آنها با توجه به رویدادها و تغییرات الزامی است.

این مسیر را میتوان در محورهای زیر خلاصه کرد:
تمرکز بر عدم قطعیت
برنامهریزی بر پایه سناریو اول از همه میپذیرد که آینده به طور ذاتی نامشخص است و سازمانها را تشویق میکند تا با رویکردی باز و با افقهای چندگانه در مورد آینده فکر کنند.
توسعه سناریوهای قابل قبول
به جای تلاش برای پیش بینی آینده، برنامه ریزی سناریو بر ایجاد طیف وسیعی از سناریوهای قابل قبول متمرکز است که هرکدام بهطور مستقل و بر پایه فرضهای درست و قابل اتکا محتمل هستند. در این مرحله هیچ ترجیح ارزشی وجود ندارد، آینده مطلوب میتواند یکی از سناریوها باشد میتواند نباشد.
تدوین استراتژیها
هنگامی که سناریوها آماده میشوند، سازمانها استراتژیهای خود را برای هر سناریو مدون میکند تا نقاط ضعف یا آسیب پذیریهای بالقوه را شناسایی کنند.
در این یادداشت، سه سناریوی معتبر از آیندهی منازعه ایران–اسرائیل را با استناد به منابع بینالمللی مرور میکنیم و در پایان نشان میدهیم چطور میشود این نگاه را به دنیای کسبوکار تعمیم داد.
این به این معنی نیست که اینها تنها سناریوهای ممکن هستند بلکه در این یادداشت تنها با مروری بر منابع، تلاش میکنیم چارچوبی برای فکر کردن -و نه مقهور شرایط شدن- فراهم کنیم.
سناریوی ۱: «آتشبس شکننده و تمرکز بر ثبات اقتصادی»
مرورکلی
پس از تشدید اخیر تنش بین ایران و اسرائیل، آتشبسی موقت برقرار شده است. گفتوگوهای هستهای و دیپلماتیک تحت فشار اروپا، و آمریکا و میانجیگری کشورهای خلیجفارس فعال میشوند و ادامه مییابند. طرفین از تهدید مستقیم هم دست برمیدارند اما همچنان در حالت تخاصم باقی میمانند. مذاکرات به سمت جذب سرمایه و کمکردن تحریمها برای ایران پیش میرود.
ویژگیها و فرصتها:
- ثبات نسبی در بلندمدت اقتصادی: تحریمهای هستهای در صورت توافق احتمالا کاهش مییابند، افزایش صادرات نفت و جذب سرمایه خارجی، واکنش زیرساختهای صنعت نفت-گاز ﹙e.g. صادرات LNG و توسعه زیرساختها﹚ ممکن میشود .
- تمرکز دولت بر اصلاحات داخلی: ارتقا برنامههای مقاومتی اقتصادی (Resistance Economy)، سرمایهگذاری در پروژههایی مثل پدافند غیرعامل، امنیت سایبری و زیرساختهای شهری
- رشد بخش خصوصی و شرکتهای نوپا در زمینههای زیرساختی
- سیاستهای اجتماعی مبتنی بر مدارا و تعدیل
توصیه کسبوکاری:
- آمادگی برای گسترش روابط با بازار جهانی در حوزه نفت، گاز، انرژیهای تجدیدپذیر.
- رصد قوی روندهای تحریم/رفع تحریم و آمادگی برای بهرهبرداری از امکانهای همکاریهای بینالمللی باواسطه یا بیواسطه برای توسعه زیرساخت
- مشارکت در پروژههای مهندسی ایرانی–روسی یا ایرانی–چینی در زیرساخت

سناریوی ۲: «تنش کنترلشده با فشارهای منطقهای و ادامه فشار داخلی»
مرور کلی
آتشبس برقرار میمانَد اما تنشها در سطوح نیابتی و سایبری ادامه پیدا میکند. ایران توازن دیپلماسی فعال را همراه با پشتیبانی از گروههای نیابتی حفظ میکند؛ اسرائیل نیز تهاجم نیابتی را برقرار میکند. بحرانهای موقعیتی اتفاق میافتد، مذاکرات اقتصادی متوقف ميشود و ترکیب جبهههای غیرمتمرکز آینده را مشخص میکند. فضای اجتماعی برای تأمین امنیت بسته خواهد شد و دولت ناچار توسعه را حذف یا بسیار محدود به پروژههای نظامی و امنیتی خواهد کرد.
ویژگیها و فرصتها:
- ثبات نسبی اما همراه با ریسکهای مقطعی؛ بازار نفت نوسانات زیادی نخواهد داشت اما اقدامات ناشی از دو طرف برای همدیگر ممکن است زیرساختها را هدف بگیرد.
- تشدید بحران داخلی: کمبود انرژی ادامه خواهد داشت؛ آزادیهای اجتماعی محدود و تنشهای اقتصادی-اجتماعی به دنیای سیاست خواهد کشید
- همکاریهای منطقهای ممکن است تا حدی روزنه داشته باشد با محوریت ایران–سعودی و ایران–روسیه.
توصیه کسبوکاری:
- تمرکز بر مدیریت ریسک در زنجیره تأمین، به خصوص برای صنایع وابسته به انرژی و صنایع وابسته به واردات مواد اولیه
- تقویت هماهنگی با دولت برای پروژههای مشارکت بخشخصوصی و دولت (PPP) در انرژی، زیرساخت و امنیت سایبری
- تمرکز بر محصولاتِ اصلی و کاهش تنوع در سبد محصولات
سناریوی ۳: «فروپاشی آتشبس و بازگشت تنش تمامعیار»
توضیح کلی:
ادامه یا افزایش تحریم، تحریک نیابتی یا تشدید تنش ها منجر به نقض آتشبس و درگیری تمامعیار
اثرات بحران:
- نوسانات شدید در بازار انرژی، احتمال بالای نفت بالای ۱۰۰ دلار و رکود جهانی احتمالی
- تشدید بحران انرژی داخلی (خاموشی، کاهش تولید) و فشار شدید به ساختار اقتصادی
- افزایش بیثباتی سیاسی، احتمال اعتراضات و فشار بر سطح حکمرانی و بخش خصوصی
- خطر انسداد مبادلات مالی و ارزی، موجهای مهاجرت و عدم اطمینان جدی برای هرشکلی از سرمایهگذاری
توصیه کسبوکاری:
- برنامهریزی برای «ادامه فعالیت در بحران» با تمرکز بر سناریوهای بقا: مدیریت ذخایر، تنوع تأمین انرژی و مواد اولیه.
- استفاده از گزینههای دیجیتال و ارزی جایگزین برای پرداختها و انتقال پول.
- کاهش سرمایهگذاری در پروژههای بلندمدت یا پروژه با ریسک بالا؛ تمرکز بر مقیاس کوچک و بازار داخلی تا بازگشت ثبات
آینده، پیشبینیپذیر نیست ولی آمادهشدنی هست
سناریوهایی که به آنها پرداختیم تنها تلاشی ساده و سبک با مرور تحلیلهای دست اول برای ترسیم فضای ماههای پیش رو بود. سناریونگاری روشی است که نیاز به دادههای موثق، مشارکت نخبگان و تحلیلهای چندسویه دارد، سناریوهای کلان اگر درست نگاشته شوند میتوانند حامل استراتژيهای درست برای سازمانها باشند.
در زمانی که آشوب در دنیای بیرون آنقدر زیاد است که خبرها با سرعت توئیت منتشر میشوند، مدیرانی موفقتر هستند که بهجای واکنشهای لحظهای، نگاه بلندمدت سناریویی داشته باشند.
شاید هیچکس حتی بازیگرانِ موثر، به دقت ندانند که آینده چگونه خواهد بود، آینده در حال ساخته شدن است و برنامهریزی بر پایه سناریو کمک میکند تا ابهامِ کُشنده در زمان بحران آرام بگیرد و برنامهریزی مطمئنتر امکانپذیر باشد.