بگوی
چگونه اخراج،  نابه‌سامانی اقتصادی را در جامعۀ ریسک تشدید می‌کند

«تعدیل نیرو» عقلانیت امروز، فاجعۀ فردا

تعدیل نیرو
۱ ماه پیش
بدون نظر

زندگی در ایران با یک عدم قطعیت همراه است. اضطرابی دائمی از وقوع اتفاقی که هر لحظه ممکن است بیفتد. اوج این احساس را ایرانیان در یک ماه اخیر تجربه کردند. با حمله اسرائیل به ایران، جنگی دوازد روزه واقع شد که بسیاری از روال‌های شغلی، خانوادگی، آموزشی و غیره را چه در سطح خرد و چه در سطح کلان متوقف کرد. تحلیل ابعاد روانشناختی این مسئله در سطح اجتماعی بحث مفصلی است. در این گزارش به تاثیر اخراج در جامعۀ ریسک می‌پردازیم.

فرهنگ اضطراب، بخشی از جامعۀ ریسک

«جامعه ریسک» مفهومی است که اولریش بک بر مدرنیته متأخر نامگذاری کرده است که در آن ریسک‌های ساخته‌دست بشر (مثل بحران مالی، تغییرات اقلیمی، یا تعدیل نیروهای ساختاری) اساس آن را تشکیل می‌دهد. در چنین جامعه‌ای شغل دیگر «پناهگاه امن» نیست. امنیت شغلی یک توهم است و جامعه حتی در سطح متخصصیان با هراس از اخراج شدن دست و پنجه نرم می‌کنند. بدین ترتیب فرهنگ اضطراب تبدیل به بخشی جدایی‌ناپذیر از شغل می‎گردد.

بعد از جنگ دوازده روزه، شاهد تعدیل‌های گسترده در برخی کسب و کارها بوده‌ایم و اخبار تعدیل‌ها در مورد اقتصاد دیجیتال کشور در سایت‌های خبری دیده می‌شود. روند اخراج‌های ساختاری خصوصا در  پلتفرم‌های اقتصاد دیجیتال کشور همچنان ادامه دارد. مسئولین پیشبینی می‌کنند با ادامه شرایط موجود، تا ۳۰ درصد نیروی انسانی در لایه دوم اقتصاد دیجیتال در معرض تعدیل قرار خواهند گرفت (منبع). این لایه شامل کسب‌وکارهایی است که به‌طور کامل بر بستر دیجیتال بنا شده‌اند و پلتفرم‌هایی مانند تاکسی‌های اینترنتی، تبلیغات آنلاین و گردشگری دیجیتال را دربر می‌گیرد. تاثیر این عدم‌قطعیت و ریسک‌های جامعۀ ایران، اقتضائات شغل را تغییر می‎دهد و بر رفتار فردی و جمعی در محیط کار تاثیر می‌گذارد.

اثرات ریسک‌های شغلی بر رفتار فردی و جمعی شاغلان

تعدیل انبوه نیروی کار در جامعۀ ریسک بر رفتارهای فردی و جمعی فضای کار تاثیر می‌گذارد.

  • کاهش اعتماد سازمانی: یکی از مسائل مهم در دانش منابع انسانی، نحوۀ تعدیل نیرو است.  نیز اهمیت زیادی دارد. منصفانه نبودن فرآیند تعدیل و ناعادلانه بودن برخورد با افراد تعدیل‌شده، عدم همدلی با نیروی تعدیل شده و قطع همکاری بدون توضیح، منجر به کاهش اعتماد سازمانی در جامعه می‌شود. از تعدیل‌شدگان اخیر در ویکی‌تجربه نوشت «امروز تعدیل شدم مثل خیلی از دوستام. این شرکت حتی رفتار اصولی تعدیل کردن رو نمیدونه. صبح اعلام میکنه و همون روز هم میشه آخرین روزت»
  • فرهنگ اضطراب: تاثیر تعدیل نیرو از سوی کسب و کارها فقط در مورد اخراج‌شده‌ها نیست بلکه بازماندگان اخراج را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. این افراد به دلیل آنکه نسبت به امنیت شغلی خود احساس آسیب‌پذیری می‌کنند، همیشه مضطربند و این مسئله منجر به کاهش بهره‌وری و وفاداری می‌شود. پدیده‌ای که اغلب به عنوان «سندرم بازمانده» شناخته می‌شود. نکته قابل توجه این است که اضطراب بازماندگان بعد از اخراج همکاران، منجر به کاهش بهره‌وری شرکت و اخراج‌های بیشتر می‌شود.
  • بحران مشروعیت: تعدیل‌های گسترده که از سوی شاغلین قابل‌پیش‌بینی نیست، در سطح کلان اعتماد مردم را به نهادهای اقتصادی و سیاسی کاهش می‌دهد. مردم دیگر نظام اقتصادی را به عنوان نظامی که منافع آنها را تامین کند، مشروع نمی‌دانند و نسل‌های آینده، از الگوی اشتغال مادام‌العمر قطع امید می‌کنند.  

سیاست‌زدایی از ریسک تعدیل با فردی‌کردن ریسک

«در سرمایه‌داری مدرن، ریسک‌های سیستمیک (مثل اخراج) به عنوان شکست‌های فردی بازتعریف می‌شوند». این جمله از اولریش بک نشان دهندۀ دو مسئله است.  اول آنکه کسب و کارها تعدیل را یک «تصمیم استراتژیک ضروری» برای کاهش هزینه، بقاء کسب و کار، تغییر شکل نیروی کار، تنظیم الزامات مهارتی می‌دانند و اینگونه بار مسئولیت پیامدهای اجتماعی اخراج را به جای آنکه به عنوان یک «تصمیم مدیریتی» مطرح کنند، به دوش خود کارمندان منتقل می‌کنند. اشتباهات سیستم به عنوان شکست‌های فردی بازنمایی می‌گردد. اخراج‌های استراتژیک با تاکید بر بهبود کارایی سیستم کسب‌وکار منجر به فردی‌شدن ریسک می‌شود. از سوی دیگر به جای آنکه سیستم اقتصادی/نهادی ضامن امنیت شغلی افراد باشد، ریسک‌های اقتصادی، از حوزه عمومی به حریم خصوصی می‌رود و منجر به عادی‌سازی اخراج به عنوان «امری طبیعی» می‌شود.

توزیع ناعادلانه ریسک در میان سطح پایین سازمان‌ها

یکی دیگر از سوالاتی مهمی که لازم است پرسیده شود این است که چه کسانی تعدیل شده‌اند؟ به نظر می‌رسد در تعدیل‌های اخیر سطوح میانه و پایین سازمان‌ها تعدیل شده‌اند نه مدیران ارشد. در جامعۀ ریسک آنچه بازتوزیع می‌شود ریسک است نه ثروت. بدین ترتیب نظام سرمایه‌داری جدید، پیامدهای منفی (مثل بیکاری) را به کارگران منتقل می‌کند، درحالی که سودها خصوصی باقی می‌مانند؛ نتیجه تثبیت تبعیض سیستماتیک و تشدید نابرابری است. به قول اولریش بک «جامعه ریسک فقرا را در معرض خطر قرار می‌دهد، درحالی که ثروتمندان از آن سود می‌برند. ما با سرمایه‌داری ریسک مواجهیم.»

بازتولید ریسک و چرخۀ معیوب اصلاح اقتصادی

شاید به نظر برسد اخراج در کسب و کارها یک مسئلۀ خرد است و نمی‎تواند تغییرات اساسی ایجاد کند. اما اخراج‌ها منجر به ایجاد چرخه معیوب می‌شود. مثلا شرکتی که 30 درصد نیروهای خود را تعدیل کرده است با پیامدهایی مانند از دست دادن دانش سازمانی، کاهش کیفیت محصولات و کاهش نوآوری در خدمات مواجه می‌شود.

شاید امروز تعدیل در کسب و کارها یک تصمیم عقلانی برای شرکت‌ها باشد اما تعدیل انبوه دارای پیامدهای بازتابی در سطح کل جامعه است. به این شکل که تعدیل نیروی گسترده در یک کسب و کار، مصرف محصولات و خدمات مورد استفاده آن کسب و کار را کاهش می‌دهد و منجر به اخراج‌های زنجیره‌ای می‌شود. مثلا ممکن است اخراج باعث کاهش فروش رستوران‌های اطراف شرکت شود. اخراج‌ها، قدرت خرید را کاهش می‌دهد. بدین ترتیب تقاضا برای محصولات و خدمات کاهش می‌یابد و منجر به اخراج‌های دیگر می‌شود. تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر محاسبات عقلانی کوتاه‌مدت (مثل بهینه‌سازی سود) پیامدهای غیرعقلانی در بلندمدت ایجاد می‌کنند.

عقلانیت گسسته؛ تصمیم‌های عقلانی کوتاه مدت و پیامدهای غیرعقلانی بلند مدت

در شرایط پساجنگ و وضعیت نامعلوم اقتصادی کنونی، تعدیل شاید به نظر تصمیمی عاقلانه بیاید که کسب و کارها چاره‌ای جز آن ندارند اما با رویکرد جامعه ریسک، تصمیم‌های “منطقی” امروز ممکن است فاجعه‌بار باشند. درک پدیدۀ «اخراج»‌ باید در کنار ابعاد اجتماعی، روانی و استراتژیک آن، در کنار پیامدهای اقتصادی باشد. اگرچه تله عقلانیت فنی، ابزارهای فنی-اقتصادی (مثل الگوریتم‌های بهینه‌سازی) را منطقی جلوه می‌دهد اما بدون درنظرگرفتن پیامدهای اجتماعی کلان این پدیده، عقلانیت جامعه به صورت گسسته به این پدیده پرداخته است و در بلندمدت منجر به تشدید ریسک می‌شود.

هم‌رسانی
برچسب‌ها:
#تعدیل_نیرو
خواندنی‌های بیشتری وجود دارد: